سيد محمد باقر برقعى

3996

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

پر شكستند و سينه و سر را * در حريم حرم كبوتر را سفره از خون ميهمان رنگين * در كجا رسم ميزبان است اين ؟ خادمان حرم ستم راندند * تير بر قلب مكّه باراندند مكّه اينك به كام بو سفيان * مير كعبه‌ست نام بو سفيان مكه در كام آل سفيان است * كعبه اينك اسير شيطان است روى خود جانب حريم كنيم * خيز تا رجم اين رجيم كنيم * * مكّه از زخمها اثر دارد * مكّه تاريخى از خطر دارد مكّه سنگ ستم فراوان ديد * بارها مكّه زخم عصيان ديد باز در قلب مكّه طغيان شد * چندصد بار كعبه ويران شد هركه در مكّه لاله‌گون غلطيد * كعبه‌اى در دلش به خون غلطيد * * هاى بشتاب در قيام و بيا * تيز كن تيغ انتقام و بيا پاس اين دشت لاله‌گون با ماست * هاى برخيز ! حجّ خون با ماست در سوگ امام اين سرو سربلند كه دلشاد مىرود * از تن روان ماست كه آزاد مىرود از چشم روزگار روان است اشك داغ * آن‌گونه سيل‌وار كه بنياد مىرود اى آسمان پاك به حرمت نظاره كن * اين آرزوى ماست كه بر باد مىرود از ما بجز وفاى به پيمان نرفته بود * بر ما چگونه اين همه بيداد مىرود ؟ فرياد از اين زمانه كه از دست روزگار * تقوا و زهد و مردمى و داد مىرود جانم فداى چشم تو كز بادهء حضور * ما را خراب كرد و خود آباد مىرود آيا كدام وعدهء شيرين شنيده بود ؟ * كاين‌سان به شوق وصل چو فرهاد مىرود او روح بود و در تن دوران دميده بود * جان است اينكه از تن خرداد مىرود بر سينهء زمانه چو توفان وزيده بود * از سينهء زمانه چو فرياد مىرود مثل خيال خوش اگر از چشم ما گريخت * هرگز گمان مدار كه از ياد مىرود